تبلیغات
سیب - آیینه
نامه دادم نخوری سیب ولی دیر رسید...
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

آیینه


دلـبـر نـصیـب کـن چـو  بـه دیدار بنگرم          روی  تـرا هـمـیـشه  سـزاوار  بـنگرم

دانـم  درون مـردمـک  چـشـم  حـاضـری         تـا  خـویـش را در آیـنـه هر بار بنگرم

چون در شهود خویش ترا می کنم شهید         بسیار روز و شب که به رخسار بنگرم

کـردی  طـلوع دولـت عشق تو در وجود         سبـقت گرفـته ام چو به هـر کـار بنگرم

ور شـاهـد مـنـی تـو هـمـی شـاهـد خودی        در چـهـره ام  تـراجــم  اســرار  بـنگرم

کـامـل شـدم به یـمن محبّت سپاس و حمد       شـاهـی  ولـی تـرا هـمه چون یار بنگرم

     خوش بر محب که گفت رهیدم ز واسطه

         دلـدار  را  بـه  دیـده ی  دلـدار  بنگرم !    

آقای ساکار صوفی زاده از شاعران بزرگ کرد زبان و نگارنده دیوان اهل دل هستند. ایشان در  این شعر سعی بر شرح خدا یابی در خویش و نیز وحدت دارند.


1- ای دلبر من. مرا یاری ده تا در آن دم که به رخسار تو نظر دارم، آن گونه که شایسته ی دیدار توست، تو را ببینم.

2-می دانم که هر بار که به آینه نگاه می کنم تو در چشمان منی و در واقع این تو هستی که از نگاه من به من نظر می افکنی. چون در چشم منی، پس با هر نگاه به من خویش را نگاه می کنی.

3-می دانم که با حضور خودم تو را حاضر می کنم. پس شب و روز به درون خویش نگاه می کنم تا با خویشتن بینی حقیقی تو را کشف کنم و در خویشتن بیابم.

4-عشق و محبت تو در تمامی هستی  تجلی یافته است. پس به هر چه نظر کنم یه قدم به تو نزدیک تر می شوم. چرا که تمام جهان تجلی هستی و وجود و عشق توست.(فعل کردی به سبک قدیمی به کار رفته است و همان «کرد» معنا می دهد. چنان که در تذکرة الاولیا آمده که «در اواخر کار چنان بودی که هر چه از خاطرش گذشتی، در برابر دیدگانش حاضر شدی.» البته  در برخی مواقع «ی» در آخر افعال به آنها معنای استمرار می بخشد. اما در اینجا همان ماضی ساده را معنا می دهد.)

5-کل مصرع اول به علت ایهام در واژه ی شاهد دو صورت معنی می شود.«اگر تو معشوق زیبای من هستی در واقع معشوق و عاشق خود تویی» و یا «اگر تو به من نظر می کنی در واقع به خودت نگه داری که من آیینه ی وجود تو ام». من در خویشتن اسرار وجود تو را می یابم.

6-شکرگزارم که به واسطه ی عشق تو کامل شدم. اگرچه تو سلطانی؛اما در نظر من همیشه به سان یک معشوق عزیزی.

7-خوش به حال «محب» که گفت از واسطه ها بریده ام و با چشم معشوقم،معشوق را نگاه می کنم. چرا که من از جنس معشوقم و هر بند از وجود من لبریز از هستی و عشق اوست. من به فنا رفته ام و آنکه به یار نگاه می کند خود اوست.


وحدت که از فنا حاصل می شود آخرین گام در هفت گام سلوک است. جایی که سالک به فنا می رود و چنان به مطلوب نزدیک می شود که گویا یکی هستند. چنان که مولانا در مثنوی ستاره و خورشید را مثال می زند. وقتی که خورشید طلوع می کند نور ستارگان در نور او محو و با نور آن یکی می شوند. یا چنان که عطار پروانه و آتش  را مثال می آورد که پروانه وقتی به شمع به غایت نزدیک شد می سوزد و به شعله تبدیل  می شود. نیز این غزل نظری بر حدیث صحیح «من عرف نفسه فقد عرف ربه» از ختم مرسلین (ص) دارد که مطابق با آن،ما طالبان با کاوش در خویشتن به مطلوب می رسیم و در واقع هر چه هست در درون ماست. چنان که مولوی می فرماید:«عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش..خون انگوری نخورده، باده شان هم خون خویش» در واقع بزرگ مردان سالک راه عشق، محبوب را در دل و جان خویش یافته اند. تا جایی که آنقدر به او نزدیک شده و با او انس می گیرند که احساس وحدت و یک بودن به ایشان دست می دهد. حضرت حسین بن منصور نیز از همین دیدگاه آوای اناالحق را سر داد و با بر دار رفتن به دار یار رفت. بایزید بسطامی نیز روزی در جمع مریدان مدهوش شد و فرمود:«سبحان ما اعظم شأنی»... «بزرگا من که چه والا جایگاهی دارم». به هوش آمد و ماجرایش گفتند. فرمود چهل مرید را که دیگر بار چنین گفتم مرا بار کارد چهل تکه کنید. دیگر بار گفت و مریدان حمله بردند. خانه از بایزید اشباع شد و هر کارد در تنش چنان مشت بود بر آب. بعد ها فرمود که خداوند از زبان بنده سخن گفت و تسبیح خود می کرد. در واقع سالک با جست و جو در خویش معشوق را می یابد و در نهایت هفت گام عرفان را طی کرده و با او یکی می شود و بر خلاف کلام رایج که من و تو «ما» می شوند، عارف در معروف غرقه شده و یک من واحد را پدید می آورد. همه ی ما گوهری از خداوند در جان خود داریم. تنها کافی است آن را یافته و پاک کنیم از گرد غفلت. آنگاه پای بر نردبان عشق نهیم. قدم اول با جست و جوی او در خویشتن آغاز می شود و در نهایت به گم شدن «من» در «او» می انجامد.


نوشته شده توسط :Aram Dust
دوشنبه 23 شهریور 1394-04:40 ب.ظ
نظرات() 

std test
شنبه 13 آبان 1396 05:10 ب.ظ
با تشکر از وبلاگ بسیار خوب!
پاسخ Mazhar Dust : لطف دارین
Leandro
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:00 ق.ظ
Do you have any video of that? I'd care to find out some additional information.
chelseareedlea.weebly.com
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 06:52 ق.ظ
Loving the info on this website, you have done outstanding job on the posts.
BHW
دوشنبه 21 فروردین 1396 04:27 ب.ظ
Ahaa, its good discussion on the topic of this article here at this webpage, I have read all that, so
at this time me also commenting at this place.
رومینا
دوشنبه 23 شهریور 1394 05:27 ب.ظ
آرام جون. دستت درد نکنه. از کجا این شاعر رو پیدا کردی. تا حالا نشنیده بودم اسمش رو. به هر حال ایول.
پاسخ Aram Dust : رومینا ی عزیز. ایشون همشهری ما هستن. در ضمن شعر و تفسیر مال مظهره. خیلی وقت پیش تهیه کرده بود. الان خودش خیلی گرفتاره. منم گفتم بذارم وبلاگ زیاد عقب نمونه از رنکینگ.
سارا
دوشنبه 23 شهریور 1394 05:27 ب.ظ
سلام. فشنگ بود.
لطفا شعرای عاشقونه (داستان) هم بذارین. از آقا مظهر آقا باشه خیلی عالی میشه.
پاسخ Aram Dust : راستش مظهر الان خیلی درگیره کارای دانشگاهشه. اگه کمی فراغت پیدا کرد حتماً اشعار عاشقانه ش رو می ذاره.
نریمان
دوشنبه 23 شهریور 1394 05:26 ب.ظ
آقا خیلی قشنگ بود. دست مریزاد. راستی اون صفحه ی آموزش عروض چی شد؟
پاسخ Aram Dust : ممنون از شما. صفحه ی آموزش عروض به علت مشغولیت های پذیرفته شدن مظهر در دانشگاه علوم پزشکی ایران کمی عقب میفته. ولی حتماً ساخته می شه.
ئه وین
دوشنبه 23 شهریور 1394 05:25 ب.ظ
سلاو. مه ز هه ر! ئه وه بود شیعری کوردی هیچ دانانی؟ ته رجمه ی که وه به شیعری فارسی دوایه.
پاسخ Aram Dust : سلام اوین عزیز. به زودی تعدادی از اشعار ماموستا هیمن با ترجمه به شعر فارسی رو می ذاریم.
رکسانا
دوشنبه 23 شهریور 1394 05:24 ب.ظ
سلام بچه ها. چند وقت بود بیکار بودین. قرار نبود دو تا صفحه ی جانبی هم باز کنید؟ چی شد؟
پاسخ Aram Dust : رکسانا جان. من که دارم برای کنکور آماده می شم. مظهر هم که درگیر انتخاب رشته بود و الان هم درگیر کارای ثبت نامشه. صفحه های دیگه رو هم یکی دو هفته ی دیگه می ذاریم.
ابراهیم
دوشنبه 23 شهریور 1394 05:23 ب.ظ
خوب بود. لطفاً از امیر خسرو دهلوی هم شعر بذارین. همچنین نظامی گنجوی.
پاسخ Aram Dust : امیر خسرو رو زیاد مطمئن نیستم. اما بخش هایی از خسرو و شیرین را با شرح آن به زودی منتشر خواهیم کرد.
حکیم آقا
دوشنبه 23 شهریور 1394 05:23 ب.ظ
خیلی محشر بود. دستتون درد نکنه. خیلی شعر زیبا وتعبیر مفیدی و جالبی بود.
پاسخ Aram Dust : ممنون حکیم جان. دست شاعرش درد نکنه. :-)
آرمیتا
دوشنبه 23 شهریور 1394 05:22 ب.ظ
آرام جون قشنگ بود. ولی اینا رو به نظرم بدی مظهر بهتره. دلم تنگ شده برا شعرای نابت.
پاسخ Aram Dust : آرمیتا جان. اتفاقا کار کار مظهره. فقط خودش الان درگیره. منم گفتم وبلاگ زیاد تو رنکینگ پایین نره.
شهاب
دوشنبه 23 شهریور 1394 05:21 ب.ظ
هیچی ازش نفهمیدم.
پاسخ Aram Dust : خب شاید جزو اشعار مورد علاقه ی شما نیست. به هر حال ممنون که وقت گذاشتین خوندین.
سهیل
دوشنبه 23 شهریور 1394 05:21 ب.ظ
خیلی قشنگ بود...فکر کردم تفسیرش مال مظهره.مفید بود. ممنون
پاسخ Aram Dust : مال مظهر بود... جفتش. فقط من منتشر کردم.
محسن
دوشنبه 23 شهریور 1394 05:20 ب.ظ
آرام جون تو هم زدی تو خط مظهر؟
پاسخ Aram Dust : محسن جان...تو نظرای دیگه توضیح دادم... شعر و تفسیر مال مظهره... فقط من منتشر کردم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر