تبلیغات
سیب - مطالب شعر نو
نامه دادم نخوری سیب ولی دیر رسید...
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

آزار هوشنگ ابتهاج



آزار 
       
دختری خوابیده در مهتاب         
 چون گل ِ نیلوفری بر آب         
خواب می بیند         
 خواب می بیند که بیمارست دلدارش         
وین سیه رؤیا ، شکیب از چشم ِ بیمارش         
 باز می چیند         
 می نشیند خسته دل در دامن ِ مهتاب         
 چون شکسته بادبان ِ زورقی بر آب         
 می کند اندیشه با خود :         
از چه کوشیدم به آزارش ؟         
 وز پشیمانی سرشکی گرم         
 می درخشد در نگاه ِ چشم بیدارش         
روز ِ دیگر         
 باز چون دلداده می ماند به راه ِ او         
 روی می تابد ز دیدارش         
 می گریزد از نگاه ِ او        
 باز می کوشد به آزارش         


گر تو را حوصله مانده ست کمی بیش بنوش!!!

نوشته شده توسط :Mazhar Dust
یکشنبه 1 فروردین 1395-03:08 ب.ظ
نظرات() 

شعر «سکه»از «سیاوش کسرایی»


پنجم اسفند ماه زاد روز سیاوش کسرایی عزیز، شاعر بزرگواری است که ناجوانمردانه کم دیده شد. بزرگ مردی که تاریخ وامدار بزرگی و عظمت اوست. هر کس بخواهد احساسی ترین حماسه ی انسانی را بخواند، تنها کافیست گذری از پس کوچه های منظومه ی «آرش کمانگیر» داشته باشد. افسوس که زمان ندارم تا آن حجم شعر را تایپ کنم. کپی کردن آن را هم تاب نمی آورم، چرا که همین شعر کوتاه زیر را شاخ و برگ بریده اند. چه رسد به آن کوه صلابت. پس این شعر را که با شریان هایم بازی می کند، برایتان می گذارم تا شاید شما احساستان به تلاطم در آید. آن یکی هم برای زمانی دیگر. چکیده ای از زندگی اش را هم در ادامه ی مطلب می توانید بخوانید.

خاطرم دریای پر غوغاست
یاد تو چون سکه ای سیمین رها بر آب این دریاست

خاطر دریا پریشان است
سینه ی دریا پر از تشویش توفان هاست

دست من در موج و قلبم سوی ساحل هاست
قلب من منزلگه دل هاست

نه بر این دریا سکونی
نه به ساحل ها چراغ رهنمونی
کی برآید از افق شمع بلند آفتابم
تا درنگ آرم دمی
تا بیاسایم کمی
تا در این امواج یادی، یادگاری را بیابم

ای دریغا سر به سر موج است و گرداب است یا غرقاب
سکه ی سیمین فرو تر می رود در آب.

از مجموعه ی شعر آوا.
پیشنهاد:شعر «در شب پایان نیافته ی سعدی» را از همین مجموعه مطالعه فرمایید.

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :Mazhar Dust
پنجشنبه 6 اسفند 1394-10:59 ب.ظ
نظرات() 

تومور یک از علیرضا آذر


منتظر یک شب طوفانی ام

در به در ساعت ویرانی ام


پای خودم داغ پشیمانی ام

مثل خودت درد خیابانی ام


"با همه ی بی سر و سامانی ام

باز به دنبال پریشانی ام"


مرد فرو رفته در آیینه کیست ؟

تا که مرا دید به حالم گریست


ساعت خوابیده حواسش به چیست ؟

مردن تدریجی اگر زندگی ست


"طاقت فرسودگی ام هیچ نیست

در پی ویران شدنی آنی ام"


من که منم جای کسی نیستم

میوه ی طوبای کسی نیستم


گیج تماشای کسی نیستم

مزه ی لبهای کسی نیستم


"دلخوش گرمای کسی نیستم

آمده ام تا تو بسوزانی ام"


خسته از اندازه ی جنجال ها

از گذر سوق به گودال ها


از شب چسبیده به چنگال ها

با گذر تیر که از بال ها


"آمده ام با عطش سال ها

تا تو کمی عشق بنوشانی ام"


شعر اگر خرده هیولا شدم

آخر ابَر آدم تنها شدم


گاه پریشان تر از این ها شدم

از همه جا رانده ی دنیا شدم


"ماهی برگشته ز دریا شدم

تا تو بگیری و بمیرانی ام"


وای اگر پیچش من با خمت

درد شود تا که به دست آرمت


نوش خودم زهر سراپا غمت

بیشترش کن که کمم با کمت


"خوب ترین حادثه میدانمت

خوب ترین حادثه میدانی ام ؟"


غسل کن و نیت اعجاز کن

باز مرا با خودم آغاز کن


یک وجب از پنجره پرواز کن

گوش مرا معرکه ی راز کن


"حرف بزن ابر ِ مرا باز کن

دیر زمانی است که بارانی ام"


قحطی حرف است و سخن سالهاست

قفل زمان را بشکن سال هاست


پر شدم از درد شدن سال هاست

ظرفیت سینه ی من سال هاست


"حرف بزن حرف بزن سال هاست

تشنه ی یک صحبت طولانی ام"


بیشتر بدانید- دانلود دکلمه

نوشته شده توسط :Mazhar Dust
چهارشنبه 16 دی 1394-11:11 ق.ظ
نظرات() 

شعری زیبا از مهدی موسوی

مهدی موسوی که به عنوان پدر شعر پست مدرن شناخته می شود، از شاعران بزرگ و فیلسوف ایران است که حقیقتاً نقش تعیین کننده ای در جریان شعر و ادبیات دوران معاصر دارد. شعر زیر از اشعار زیبای اوست که بازتاب دهنده ی یک نوع بدبینی به دنیای امروز و مردمان آن است.



این روزهــا  کـــــه آینه هم  فکــر ظاهر است

هرکس که گفته است خدا نیست کافراست

با  دیدن  قیافه  این  مردمان ِ خوب

باید قبول کرد که گندم مقصّر است

آن سایه ای که پشت سرت راه می رود

گرگی مخوف در کت و شلوار عابر است

کمتر  در  این  زمانه  بـــه  دل  اعتماد  کن

وقتی گرسنه مانده به هر کار حاضر است

شاعر فقط برای خودش حرف می زند

در گوشه اتاق فقط عکس پنجره ست

آن جاده و غروب قشنگی که داشتیم

حالا نمــاد فاصله در ذهن شاعر است

در ایــن دیار ، آمدن نــو بهـار ِ پوچ

تنها دلیل رفتن مرغ مهاجر است

دارد قطار فاجعـــه نزدیک مــی شود

بمبی هنوز در چمدان مسافر است


تعبیر موضوعی

نوشته شده توسط :Mazhar Dust
پنجشنبه 18 تیر 1394-06:54 ب.ظ
نظرات() 

زهر حسرت

                       


زهر حسرت(لینک دانلود دکلمه در ادامه ی مطلب)


سینه می سوزانی ای دل چو می آغازی سخن

  بس کن این شب ناله ها را از چه خواهی رنج من

جرم و تقصیر از تو بود از یار دیرین بد نگو

 هر چه کرد آن یار شیرین با تو ناز شصت او

هرزگی کردی سزای هرزگی رسوایی است

 حاصل رنگ و ریا در عاشقی تنهایی است

از بهشت وصل جانان دوزخ غم ساختی

 سینه رنجور من در التهاب انداختی

در کفت بود آنچه عمری آرزو می داشتی

 پرنیان بنهادی و بار کتان برداشتی


متن کامل شعر

نوشته شده توسط :Aram Dust
جمعه 28 فروردین 1394-01:28 ق.ظ
نظرات() 

مرغ حق



مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید از شاعران توانای معاصر است که اشعار بسیار زیادی در قالب غزل و قطعه و مثنوی و شعر نو دارد.شعر مرغ حق از اشعار نمادین بسیار زیبای اوست.شما را هم به خواندن این شعر حماسی دعوت می کنم.

درین همسایه مرغی هست، گویا مرغ حق نامش          
نمی‌دانم          
و شاید جغد، شاید مرغ کوکو خوان          
درین همسایه، نامش هر چه، مرغی هست          
که شب را، همچنان ویرانه‌ها را، دوست می‌دارد          
و تنها می‌نشیند در سکوت و وحشت ِ ویرانه‌ها تا صبح          
و حق حق می‌زند، کوکو سرایان ناله می‌بارد          
و من آواز ِ این غمگین ِ دردآلود         

ادامه ی شعر

نوشته شده توسط :Mazhar Dust
جمعه 19 دی 1393-01:24 ب.ظ
نظرات() 

شعر کوردی

قاسم مؤید زاده متخلص به هه لو(عقاب) از بزرگترین شاعران تاریخ ادبیات ایران و کردستان هستند که بنده افتخار این را داشته ام که چهار ساعت و سی دقیقه ی عمرم را در کنار ایشان بگذرانم.از نظر شخص من ایشان در آینده ای نه چندان دور شهرتی فرا تر از مولانا در سطح جهان به واسطه ی اشعار کوردی و فارسی خود بدست خواهند آورد.شعر کوردی زیر از اشعار حماسه آفرین ایشان بوده است.به زودی ترجمه ی فارسی آن را هر برای شما عزیزان می گذارم.

دانلود دکلمه

یاره‌ ژیکه‌ڵانه‌که‌م !
یاره‌ ژیکه‌ڵانه‌که‌م !
گوڵم !
به‌ هه‌ر نیگایێ ، مه‌وجی چاوه‌ مه‌سته جوانه‌که‌ت ،
ده‌چێته‌ ناو دڵم !
هه‌ر به‌ گوێی دڵم !
گوێ ده‌گرمه‌ گرفه‌ گرفی شیعره‌ ئاگرینه‌که‌ت .
شیعره‌ ڕێک و پێکه‌که‌ی
به‌ تاو و تینه‌که‌ت !
هه‌ر به‌ چاوی دڵ ده‌ڕوانمه‌ دیمه‌نی ئه‌وینه‌که‌ت !
تۆ ! ئه‌وینمی ..
ڕێک و پێک ترینه‌ شیعری تاکو ئێسته‌ هه‌ڵنه‌به‌ستراوی ژینمی !
تۆ ! هه‌ڵۆی خه‌یاڵی هه‌ڵفڕینمی !
هه‌ر ده‌که‌ومه‌ سه‌ر هه‌وا ، به‌ هه‌ڵفڕینه‌که‌ت !
به‌ جازیبه‌ی ڕه‌وه‌ندی تێپه‌ڕینه‌که‌ت !
به‌ شیعری باڵی چه‌نده‌ ڕه‌نگی تاوسی خه‌یاڵ
به‌ خوێندنه‌وه‌ی سروودی مه‌رگی کۆرپه‌ نازه‌نینه‌که‌ت ،
مه‌رگی کۆرپه‌ نازه‌نینه‌که‌ت
لاده‌ لاده‌ لاده‌ لا ده‌له‌چکه‌ ته‌سکه‌ که‌سکه‌که‌ت !

ادامه شعر و دانلود آهنگ رپ شعر

نوشته شده توسط :Aram Dust
یکشنبه 14 دی 1393-06:37 ب.ظ
نظرات() 

کوچه


فریدون مشیری شعر, اشعار فریدون مشیری, کوچه


فریدون مشیری ا کوچه ا

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.

در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید

باغ صد خاطره خندید،

عطر صد خاطره پیچید:



ادامه ی شعر

نوشته شده توسط :Mazhar Dust
چهارشنبه 10 دی 1393-11:33 ب.ظ
نظرات() 

ناگفته های سکوت شاملو

ناگفته های سکوت شاملو


دلتنگی های آدمی را باد ترانه می خواند

رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد

وهر دانه برفی

به اشكی نریخته می ماند .

سكوت سرشار از سخنان ناگفته است .

از حركات ناكرده، اعتراف به عشق های نهان

وشگفتی های بر زبان نیامده

در این سكوت حقیقت ما نهفته است

حقیقت تو و من 


ادامه ی شعر

نوشته شده توسط :Aram Dust
سه شنبه 2 دی 1393-08:00 ب.ظ
نظرات()