تبلیغات
سیب - مطالب ابر دکلمه ی شعر های علیرضا آذر
نامه دادم نخوری سیب ولی دیر رسید...
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

تومور یک از علیرضا آذر


منتظر یک شب طوفانی ام

در به در ساعت ویرانی ام


پای خودم داغ پشیمانی ام

مثل خودت درد خیابانی ام


"با همه ی بی سر و سامانی ام

باز به دنبال پریشانی ام"


مرد فرو رفته در آیینه کیست ؟

تا که مرا دید به حالم گریست


ساعت خوابیده حواسش به چیست ؟

مردن تدریجی اگر زندگی ست


"طاقت فرسودگی ام هیچ نیست

در پی ویران شدنی آنی ام"


من که منم جای کسی نیستم

میوه ی طوبای کسی نیستم


گیج تماشای کسی نیستم

مزه ی لبهای کسی نیستم


"دلخوش گرمای کسی نیستم

آمده ام تا تو بسوزانی ام"


خسته از اندازه ی جنجال ها

از گذر سوق به گودال ها


از شب چسبیده به چنگال ها

با گذر تیر که از بال ها


"آمده ام با عطش سال ها

تا تو کمی عشق بنوشانی ام"


شعر اگر خرده هیولا شدم

آخر ابَر آدم تنها شدم


گاه پریشان تر از این ها شدم

از همه جا رانده ی دنیا شدم


"ماهی برگشته ز دریا شدم

تا تو بگیری و بمیرانی ام"


وای اگر پیچش من با خمت

درد شود تا که به دست آرمت


نوش خودم زهر سراپا غمت

بیشترش کن که کمم با کمت


"خوب ترین حادثه میدانمت

خوب ترین حادثه میدانی ام ؟"


غسل کن و نیت اعجاز کن

باز مرا با خودم آغاز کن


یک وجب از پنجره پرواز کن

گوش مرا معرکه ی راز کن


"حرف بزن ابر ِ مرا باز کن

دیر زمانی است که بارانی ام"


قحطی حرف است و سخن سالهاست

قفل زمان را بشکن سال هاست


پر شدم از درد شدن سال هاست

ظرفیت سینه ی من سال هاست


"حرف بزن حرف بزن سال هاست

تشنه ی یک صحبت طولانی ام"


بیشتر بدانید- دانلود دکلمه

نوشته شده توسط :Mazhar Dust
چهارشنبه 16 دی 1394-11:11 ق.ظ
نظرات()